آینده پژوهی انقلاب صنعتی چهارم ۲۰۲۵

بنام خداوند جان و خرد

آینده پزوهی انقلاب صنعتی چهارم 2025
آینده پزوهی انقلاب صنعتی چهارم ۲۰۲۵

فَقُلْ حَسْبِیَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَهُوَ رَ ُّ الْعَرْشِ الْعَظِیم. (سوره ۹، التوبه، آیه ۱۲۹)

 … بگو خداوند مرا کافى است، خدایى جز او نیست، بر او توکل کردم و او صاحب عرش عظیم است.

صاحب عرش عظیم یعنی جهان هستی یعنی آسمان هستی و کهکشان ها که هرمسی‌گرایی آنرا Above می نامند.

غربی ها بر اساس ستاره شناسی یک اصلاحی دارند بنام As Above, So Below!  یعنی هر اتفاقی آسمان بخواهد در زمین می افتد!

 اراده ای هم برای کنترلش نیست!

برای درک آینده پژوهی انقلاب صنعتی چهارم ۲۰۲۵ به جزئیات تحلیل می پردازیم.

 منبع:

https://en.wikipedia.org/wiki/As_above,_so_below

در معنای غیر دینی این جمله می‌تواند ارجاعی به این ایده باشد که عالم صغیر نمایان‌گر عالم کبیر است – مثلاً مشکلات شخصی یا خانوادگی نتیجه مشکلات بزرگ‌ترِ اجتماعی است.

ترجمه موسوم به The Message از کتاب مقدس که عهد جدید را با کمک اصطلاحات رایج امروز از زبان‌های اصلی برمی‌گرداند، از این عبارت در ترجمه بخش ۶ آیه ۱۰ انجیل متّا استفاده کرده است:

ای پدرمان که در آسمانی

آشکار کن که تو کیستی

جهان را راست گردان

آن چه خیر است را به انجام رسان

همان طور که در آسمان، در زمین هم. “As above, so below”

در کتاب عروج اشعیا نیز چنین جمله‌ای به چشم می‌خورد: آن جا سامائل و میهمانان‌اش را چنین دیدم، و ستیزی بزرگ در آن جا جریان داشت.

… همان طور که در آسمان، در زمین هم. در انجیل گنوسی فیلیپ نیز این مفهوم یافت می‌شود:

 خداوند گفت: اراده کردم که آن چه در زمین هست را مانند آن چه در آسمان است، و آن چه که بیرون است را همچو آن چه که درون است سازم.

منبع: Gospel of Philip. 67: 30-34.

در میان مورخان فلسفه و علم، این آیه اغلب به عنوان اشاره ای به تأثیرات مفروض مکانیک سماوی بر رویدادهای زمینی درک می شود. این موضع مانند تأثیرات خورشید بر تغییر فصول، یا تأثیرات ماه بر جزر و مد می باشد که در علم فیزیک به اثبات رسیده است. اما همچنین تأثیرات نجومی مس تواند دقیق تر باشد.

 البته در تشیع و اسلام شعار بالا اینطور معنا می‌شود که اداره زمین و جهان هستی در دست خداوند بزرگ است و راهی جز تسلیم (اسلام آوردن) در اداره برتر خداوند متعال نیست:

یَوْمَ نَطْوِی السَّمَاءَ کَطَیِّ السِّجِلِّ لِلْکُتُبِ کَمَا بَدَأْنَا أَوَّلَ خَلْقٍ نُعِیدُهُ وَعْدًا عَلَیْنَا إِنَّا کُنَّا فَاعِلِینَ ﴿الانبیاء ۱۰۴﴾:
روزی که آسمان را در هم می پیچیم، مانند در هم پیچیدن طومار، همان گونه که نخستین بار آفریده ها را آفریدیم، دوباره آنان را باز می گردانیم. وعده ای است [که تحقق دادنش] بر عهده ما [ست]، به یقین آن را انجام می دهیم.

حالا چرا این موارد را مطرح کردم! چون بنی اسرائیل دوبار توغیان خواهند کرد یک بار بر علیه مسیح و اینبار بر علیه شیعیان:

وَقَضَیْنَا إِلَى بَنِی إِسْرَائِیلَ فِی الْکِتَابِ لَتُفْسِدُنَّ فِی الْأَرْضِ مَرَّتَیْنِ وَلَتَعْلُنَّ عُلُوًّا کَبِیرًا ۴﴾ [اسراء:۴] ﴿

و در کتاب آسمانی[شان] به فرزندان اسرائیل خبر دادیم که قطعاً دو بار در زمین فساد خواهید کرد و قطعاً به سرکشی بسیار بزرگی برخواهید خواست.

 فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ أُولَاهُمَا بَعَثْنَا عَلَیْکُمْ عِبَادًا لَنَا أُولِی بَأْسٍ شَدِیدٍ فَجَاسُوا خِلَالَ الدِّیَارِ وَکَانَ وَعْدًا مَفْعُولًا

پس چون وقت انتقام اول فرا رسد بندگان سخت جنگجو و نیرومند خود را (چون بخت النصر) بر شما برانگیزیم تا آنجا که در درون خانه‌های شما نیز جستجو کنند. و این وعده (انتقام خدا) حتمی است.

تحلیل آینده‌پزوهی بنده این است که وعده اول کشتار هولوکاست و کشتار یهودیان در جنگ جهانی دوم توسط نازی ها بود.

ثُمَّ رَدَدْنَا لَکُمُ الْکَرَّهَ عَلَیْهِمْ وَأَمْدَدْنَاکُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِینَ وَجَعَلْنَاکُمْ أَکْثَرَ نَفِیرًا

سپس پیروزی بر آنان را به شما باز می گردانیم و شما را به وسیله اموال و فرزندان تقویت می کنیم، و نفرات [رزمی] شما را بیشتر می گردانیم.

این یعنی زمانِ بین جنگ جهانی دوم و سوم یعنی زمان اکنون (۱۲ مهرماه ۱۴۰۳) که در آن هستیم که به پایان می رسد.

همانطور که در این عصر مبرهن می باشد، یهود قدرت مالی، اقتصادی، تکنولوژیکی، سیاسی و اقتصادی جهان است.

ولی از این پس دوباره ‌عهده دوم خداوند متعال (به قول هرمس‌گرایی آسمان یا Above) شروع می شود:

إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِکُمْ ۖ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا ۚ فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ الْآخِرَهِ لِیَسُوءُوا وُجُوهَکُمْ وَلِیَدْخُلُوا الْمَسْجِدَ کَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّهٍ وَلِیُتَبِّرُوا مَا عَلَوْا تَتْبِیرًا

اگر نیکی کنید به خود نیکی کرده اید، و اگر بدی کنید به خود بدی کرده اید. پس هنگامی که [زمان ظهور] وعده دوم [برای عذاب و انتقام] فرا رسد، [پیکارگرانی بسیار سخت گیر بر ضد شما برمی انگیزیم] تا شما را [با دچار کردن به مصایب سنگین و گزند و آسیب فراوان] غصه دار و اندوهگین کنند و به مسجد [الاقصی] درآیند، آن گونه که بار اول درآمدند تا هر که و هر چه را دست یابند، به شدت در هم کوبند و نابود کنند.

این یعنی جنگ جهانی سوم یعنی نابودی یهود یعنی آغاز و‌ علائم نزدیک ‌به ظهور صاحب الزمان (عج)!

آینده پژوهی همیشه در مطالعات خود ابتدا به اصول الهیات می‌پردازد، سپس گذشته را مطالعه می کند و موضوعات روز را مطالعه می کند و از ارتباط بین همه موضوعات پیشران ها را استخراج می کند تا بتواند حداقل ۴ سنیاریو محتمل را آینده‌نگاری کند.

همیشه در مباحث آینده پژوهی و بخصوص این مقاله با عنوان آینده پژوهی انقلاب صنعتی چهارم ۲۰۲۵، سنت‌های الهی بعنوان یک مولفه بنیادین در زیر ساختار پژوهش آینده دیده شده است.

چرا که فرض کنید کتاب های مقدس همیشه نگاهی به آینده، آخر الزمان و یا برگشت انسان پس از مرگ و یا دنیای پس از مرگ داشته است و این امر بعنوان یک دکترین در نظر گرفته می شود.

دکترین Doctrine  یا رهنامه: مجموعه‌ای از باورها، رهنمودها و آموزه‌های توصیفی است به شرط آنکه برای مقصودی عملیاتی سازمان یابند و نقش راهنما و چهارچوب را بازی کنند. دکترین، فراتر از راهبرد و بنابراین فراتر از سیاست و خط مشی است.

همانطور که در تصویر فوق مشاهده می کنید، آینده مجموعه ای از پیشران های در هم تنیده با روندها که منجر به رویدادهایی می شوند، شکل می گید. این رویدادها تصاویری از آینده را متصور می شوند تا آینده بر اساس تصمیمات اتخاذ شده مبطنی بر تصاویر آینده محتمل، شکل گیرد.

آینده‌پژوهی با رویکرد اصول الهی و تاریخی

تحلیل آینده جهان بر اساس اصول الهی، تاریخی و منطبق یر آینده پژوهی انقلاب صنعتی چهارم ۲۰۲۵ نیازمند بررسی سه لایه کلیدی است:

آینده‌پژوهی با رویکرد اصول الهی و تاریخی
آینده‌پژوهی با رویکرد اصول الهی و تاریخی
  1. الهیات و روایات دینی: در متون مقدس، نگاه به آینده اغلب از طریق پیش‌بینی‌های متافیزیکی و آخرت‌شناسی (Eskatology) صورت می‌گیرد. همانطور که در آیات و متون اسلامی و همچنین انجیل و دیگر ادیان آمده است، نوعی نظم برتر الهی وجود دارد که حوادث زمینی را شکل می‌دهد. بر اساس این دیدگاه، انسان‌ها در چارچوبی الهی قرار دارند و تاریخ در راستای اراده الهی به سمت آینده‌ای خاص پیش می‌رود. مفاهیمی همچون ظهور امام زمان (عج) در تشیع و مسیح موعود در مسیحیت از این نوع پیش‌بینی‌ها هستند و چون یهودیان تندرو مثل صیهونیسم بر ظهوری پیامبر خویش اعتقادی ندارند بنابریان بر خون خواهی ادیان دیگر همیشه در مبارزه مستقیم و غیر مستقیم بوده اند.
  2. تحلیل تاریخی و آینده‌پژوهی: از نظر تاریخی، من اشاره به دو دوره فساد بنی‌اسرائیل و دخالت الهی در دو مرحله دارم. اولین دوره ممکن است به جنگ جهانی دوم و کشتار هولوکاست تعبیر شود. در آینده‌پژوهی، یکی از روش‌های کلیدی، بررسی روندها (trends)  است که شامل مطالعه گذشته و روندهای کنونی برای پیش‌بینی آینده است. در این چارچوب، اتفاقات و حوادثی که با تحولات تاریخی و اجتماعی همخوانی دارند، می‌توانند به عنوان پیشران‌های آینده تحلیل شوند. بر اساس تحلیل من، جنگ جهانی سوم ممکن است یکی از این نقاط عطف باشد.
  3. روندهای معاصر و پیشران‌ها: جهان معاصر با چالش‌هایی از جمله نابرابری اقتصادی، توسعه فناوری‌های پیشرفته، تغییرات زیست‌محیطی، رقابت‌های ژئوپلیتیکی و تنش‌های مذهبی مواجه است. من به تأثیرات اقتصادی و تکنولوژیکی یهودیان بر جهان اشاره کردم. در چارچوب آینده‌پژوهی، این مسائل را می‌توان به عنوان روندها و پیشران‌هایی در نظر گرفت که می‌توانند آینده را به طور قابل توجهی تحت تأثیر قرار دهند.

با تلفیق این سه رویکرد می‌توان سناریوهای محتملی برای آینده ارائه داد. در رویکرد دینی، یک سناریو ممکن است به سمت تحقق وعده‌های الهی و ظهور منجی پیش برود، در حالی که رویکرد تاریخی به تنش‌های جهانی و تغییرات ژئوپلیتیک همچون جنگ جهانی سوم اشاره دارد. در نهایت، آینده‌پژوهی مدرن این تحولات را بر اساس روندهای موجود تحلیل می‌کند و امکان‌های مختلفی برای آینده جهان متصور می‌شود.

با توجه به این نکات، می توان چهار سناریو را در آینده جهان مد نظر داشته باشید:

  1. سناریوی ظهور منجی و جنگ جهانی سوم: در این سناریو، نیروهای مذهبی و الهی به طور قوی وارد میدان شده و تغییرات بزرگی مانند نابودی نیروهای ظلم و ظهور منجی شکل می‌گیرد.
  2. سناریوی کنترل تکنولوژیکی و اقتصادی: در این سناریو، نیروهای اقتصادی و تکنولوژیکی جهان، به ویژه قدرت‌های تکنولوژیک و مالی مانند یهودیان و کشورهای بزرگ، همچنان نقش غالبی در شکل‌دادن به آینده بازی می‌کنند.
  3. سناریوی تغییرات اقلیمی و اجتماعی: این سناریو بر اساس روندهای زیست‌محیطی و تغییرات اقلیمی شکل می‌گیرد که به تغییرات عمده در نظام‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جهان منجر می‌شود.
  4. سناریوی انقلاب‌های مردمی و دگرگونی‌های سیاسی: در این سناریو، انقلاب‌های مردمی و نارضایتی‌های اجتماعی به فروپاشی دولت‌ها و تغییرات بزرگ سیاسی منجر می‌شوند که ممکن است به جنگ‌ها یا ظهور نظام‌های جدید بینجامد.

این چهار سناریو می‌تواند به عنوان چارچوبی برای آینده‌پژوهی استفاده شود، و هر یک از آنها بر اساس پیشران‌های موجود در جهان، مانند اقتصاد، دین، سیاست و تکنولوژی، به وقوع بپیوندند.

آینده‌پژوهی با رویکرد انقلاب صنعتی چهارم

برای تحلیل آینده پژوهی انقلاب صنعتی چهارم ۲۰۲۵ و پیش‌بینی سناریوهای آینده با توجه به عصر جدید ستاره‌شناسی (مانند ورود به عصر دلو از نظر برخی مکاتب) و انقلاب صنعتی چهارم، نیاز به بررسی چندین مولفه است: تحولات تکنولوژیکی، جغرافیای سیاسی، اقتصاد جهانی، تغییرات اجتماعی و زیست‌محیطی. انقلاب صنعتی چهارم، مبتنی بر ادغام فناوری‌های پیشرفته مانند هوش مصنوعی، رباتیک، بلاکچین، اینترنت اشیا (IoT) و بیوتکنولوژی است که ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی را به طور اساسی تغییر خواهد داد.

  1.  سناریوی تکنو-ژئوپلیتیک

در این سناریو، بازیگران اصلی جهانی به سرعت در حال تطبیق با انقلاب صنعتی چهارم هستند و فناوری‌های پیشرفته به یکی از مهم‌ترین عوامل قدرت تبدیل می‌شوند. کشورهایی چون آمریکا، چین، روسیه، انگلستان، ایران و اسرائیل و اتحادیه اروپا بر اساس توانایی‌شان در استفاده از این فناوری‌ها، موقعیت‌های متفاوتی خواهند داشت:

  • آمریکا: با تسلط بر صنایع فناوری پیشرفته و سرمایه‌گذاری عظیم در هوش مصنوعی و بیوتکنولوژی، آمریکا در این سناریو همچنان یکی از پیشروترین کشورهای جهان در حوزه تکنولوژی خواهد بود. تسلط بر فناوری‌های نظامی و شبکه‌های جهانی اطلاعات نیز به این کشور کمک می‌کند که موقعیت خود را به عنوان قدرت برتر حفظ کند. در رقابت با چین، آمریکا احتمالاً تمرکز بیشتری روی حفظ نفوذ اقتصادی و سیاسی خود خواهد داشت.
  • چین: چین به سرعت در حال تبدیل شدن به قطب تکنولوژیکی و اقتصادی است. در این سناریو، با توجه به توسعه گسترده زیرساخت‌های تکنولوژیک و هوش مصنوعی، چین می‌تواند به یکی از رهبران اصلی انقلاب صنعتی چهارم تبدیل شود. سیاست‌های دولت چین برای کنترل و نظارت اجتماعی از طریق فناوری‌های دیجیتال می‌تواند مدل حکومتی جدیدی ایجاد کند که باعث تقویت موقعیت آن در جهان شود.
  • روسیه: روسیه با تمرکز بر منابع انرژی و تسلیحات نظامی، ممکن است از لحاظ تکنولوژیکی به اندازه چین یا آمریکا پیشرفت نکند، اما به دنبال ائتلاف‌های راهبردی و بهره‌برداری از تحولات ژئوپلیتیکی خواهد بود. سیاست‌های روسیه به احتمال زیاد بر ایجاد ائتلاف‌های ضد غربی با چین و ایران و نفوذ در کشورهای آسیایی و خاورمیانه تمرکز خواهد داشت.
  • انگلستان: بریتانیا، پس از برگزیت، به دنبال ایجاد ائتلاف‌های جدید با آمریکا و کشورهای دیگر خواهد بود و نقش مهمی در توسعه فناوری‌های مالی، به ویژه در حوزه فین‌تک و بلاکچین ایفا خواهد کرد. انگلستان همچنان به عنوان یک بازیگر کلیدی در حوزه‌های مالی و تکنولوژیکی باقی خواهد ماند و احتمالا به دنبال تقویت روابط با کشورهای آسیا و اقیانوسیه خواهد بود.
  • ایران: ایران در این سناریو در دو مسیر حرکت می‌کند. از یک طرف، تحت فشار تحریم‌های اقتصادی، ایران ممکن است تلاش کند به سمت خودکفایی تکنولوژیکی و توسعه توانایی‌های داخلی در حوزه‌هایی مانند انرژی‌های نو و بیوتکنولوژی برود. از طرف دیگر، موقعیت ژئوپلیتیکی ایران و نقش آن در خاورمیانه همچنان اهمیت زیادی دارد و ایران تلاش خواهد کرد از تحولات تکنولوژیک برای افزایش نفوذ منطقه‌ای و مقابله با تهدیدات خارجی استفاده کند.
  • اسرائیل: اسرائیل به عنوان یکی از پیشگامان تکنولوژی‌های پیشرفته و نوآوری، به ویژه در حوزه‌های امنیت سایبری، هوش مصنوعی و بیوتکنولوژی، موقعیت قوی خود را حفظ خواهد کرد. از آنجایی که امنیت ملی اسرائیل بسیار وابسته به توانمندی‌های تکنولوژیکی‌اش است، این کشور به طور فعال به گسترش همکاری‌های تکنولوژیکی و اطلاعاتی با آمریکا و اروپا ادامه خواهد داد.

۲٫ سناریوی چندقطبی و رقابت ژئوپلیتیک

در این سناریو، قدرت‌های جهانی به صورت چندقطبی با هم رقابت خواهند کرد. انقلاب صنعتی چهارم به برخی از کشورها کمک می‌کند تا با فناوری‌های جدید اقتصادی و نظامی نفوذ خود را افزایش دهند.

  • آمریکا و چین همچنان دو قدرت اقتصادی و نظامی برتر جهان خواهند بود. رقابت اقتصادی و تکنولوژیک بین این دو کشور تشدید می‌شود و ممکن است به تقابل‌های بیشتری در حوزه تجارت، فناوری و حتی جنگ سرد تکنولوژیک منجر شود.
  • روسیه با استفاده از منابع طبیعی، قدرت نظامی و اتحاد با کشورهایی مانند چین و ایران، تلاش خواهد کرد به عنوان یک بازیگر کلیدی در حوزه‌های ژئوپلیتیکی باقی بماند. نفوذ روسیه در اروپا و خاورمیانه همچنان یک چالش جدی برای آمریکا و ناتو خواهد بود.
  • انگلستان به عنوان یک بازیگر مستقل پس از برگزیت، تلاش خواهد کرد با ایجاد روابط استراتژیک و همکاری‌های اقتصادی و تکنولوژیک با آمریکا، اروپا و آسیا نقش خود را در آینده چندقطبی جهان حفظ کند.
  • ایران همچنان در حوزه‌های انرژی، امنیت و ژئوپلیتیک بازیگری کلیدی خواهد بود. انقلاب صنعتی چهارم ممکن است به ایران کمک کند تا با استفاده از انرژی‌های نو و تکنولوژی‌های پیشرفته در حوزه‌های نظامی و اقتصادی، نفوذ خود را در خاورمیانه تقویت کند. نقش ایران به عنوان یک بازیگر چالشگر برای غرب، به ویژه اسرائیل، همچنان برجسته خواهد بود.
  • اسرائیل با استفاده از توانایی‌های نظامی و تکنولوژیکی خود، به عنوان یک قطب پیشرو در امنیت سایبری و تکنولوژی‌های دفاعی باقی خواهد ماند. اسرائیل تلاش خواهد کرد از طریق ائتلاف‌های بین‌المللی و همکاری‌های نظامی و تکنولوژیک با غرب، امنیت و موقعیت خود را در خاورمیانه تثبیت کند.

۳٫ سناریوی جهان تحت سلطه فناوری

در این سناریو، فناوری‌های پیشرفته همه‌جانبه‌نگر مانند هوش مصنوعی، بیوتکنولوژی، و اینترنت اشیا نقش کلیدی در تعریف قدرت‌های جهانی بازی می‌کنند. بازیگرانی که بتوانند به سرعت از این فناوری‌ها بهره ببرند، به برتری خواهند رسید:

  • آمریکا و اسرائیل: به عنوان قطب‌های نوآوری در حوزه‌های امنیت سایبری و فناوری‌های نظامی، همچنان قدرت‌های اصلی خواهند بود. این کشورها از شبکه‌های جهانی اطلاعات و نوآوری‌های تکنولوژیک برای کنترل اطلاعات و امنیت استفاده می‌کنند.
  • چین: با تمرکز بر گسترش فناوری‌های دیجیتال و نظارتی، به یکی از قدرتمندترین کشورهای جهان تبدیل می‌شود که از سیستم‌های مبتنی بر هوش مصنوعی برای کنترل جمعیت و ارتقای توانایی‌های نظامی و اقتصادی خود بهره می‌برد.
  • روسیه: با تمرکز بر نفوذ در حوزه‌های سایبری و نظامی، به عنوان یک بازیگر کلیدی در فضای دیجیتال و امنیت جهانی باقی می‌ماند، هرچند ممکن است از لحاظ نوآوری از چین و آمریکا عقب بماند.
  • ایران: در این سناریو، ایران ممکن است از طریق توسعه فناوری‌های داخلی و همکاری با کشورهای شرقی (چین و روسیه) در حوزه‌های نظامی و اقتصادی، موقعیت خود را تقویت کند.

۴٫ سناریوی تجزیه جهانی و انقلاب‌های مردمی

در این سناریو، افزایش نابرابری‌های اجتماعی، تغییرات اقلیمی و ناامنی‌های اقتصادی به شورش‌های گسترده و ناآرامی‌های داخلی در بسیاری از کشورها منجر می‌شود:

  • ایران و روسیه ممکن است شاهد تحولات داخلی و شورش‌های مردمی باشند که موجب تغییرات عمده در ساختارهای حکومتی و اقتصادی شود.
  • چین و آمریکا همچنان با نارضایتی‌های داخلی مواجه خواهند بود، اما به دلیل قدرت اقتصادی و تکنولوژیک خود، این کشورها قادر به کنترل بحران‌های داخلی و حفظ قدرت جهانی خود خواهند بود.
  • انگلستان ممکن است با مشکلات اقتصادی و اجتماعی پس از برگزیت دست‌وپنجه نرم کند و این موضوع منجر به تغییرات عمده در ساختار سیاسی و اجتماعی آن شود.

آینده‌پژوهی با رویکرد مدرن

آینده‌پزوهی مدرن
آینده‌پزوهی مدرن

برای آینده پژوهی انقلاب صنعتی چهارم ۲۰۲۵، وقوع جنگ جهانی سوم بر اساس جبهه‌بندی‌های شرق و غرب و انتقال قدرت از غرب به شرق، به نوعی انعکاسی از برخی تحلیل‌های ژئوپلیتیکی و الهیاتی است که از مدت‌ها پیش مطرح شده‌اند. این گونه تحلیل‌ها معمولاً بر مبنای پیش‌بینی‌های مذهبی و آینده‌پژوهی سنتی در کنار مشاهدات سیاسی شکل می‌گیرند. اما برای بررسی اینکه آیا این سناریو‌ها واقعاً محتمل هستند یا خیر، باید به چند نکته کلیدی توجه کرد:

  1. تحولات ژئوپلیتیکی و احتمال وقوع جنگ جهانی سوم
  • تقسیم‌بندی شرق و غرب: جبهه‌بندی شرق و غرب به معنای سنتی آن هنوز در برخی موارد صادق است، اما امروز جهان بیشتر چندقطبی است و قدرت‌های نوظهور (مانند چین و روسیه) در حال ایجاد توازن جدیدی هستند. احتمال وقوع یک جنگ جهانی به شکل کلاسیک (با تقابل مستقیم و همه‌جانبه بین دو بلوک بزرگ) به دلیل تغییرات در استراتژی‌های جنگی و ظهور جنگ‌های ترکیبی (هیبریدی) کمتر به نظر می‌رسد. این بدان معنا نیست که تنش‌ها وجود ندارند، بلکه شکل جنگ‌ها تغییر کرده است و بیشتر به سمت جنگ‌های نیابتی، سایبری و اقتصادی متمایل شده است.
  • ایران و اسرائیل: تقابل بین ایران و اسرائیل از منظر جغرافیای سیاسی و نظامی یکی از کانون‌های تنش در خاورمیانه است. وقوع درگیری‌های نظامی بین این دو کشور، به ویژه با افزایش حمایت‌های قدرت‌های جهانی از هر دو طرف، محتمل است. اما به راه افتادن یک جنگ جهانی که همه قدرت‌ها را درگیر کند، نیازمند تحریکاتی بزرگتر از درگیری‌های منطقه‌ای است.

    ۲٫   انتقال قدرت از غرب به شرق
  • چین و تا حدی روسیه به عنوان قدرت‌های بزرگ شرقی به سرعت در حال تقویت موقعیت خود در جهان هستند. انقلاب صنعتی چهارم و سرمایه‌گذاری‌های کلان این کشورها در فناوری‌های نوین و اقتصاد دیجیتال می‌تواند منجر به تغییر در توازن قدرت شود. چین، با تسلط اقتصادی و تکنولوژیک، در حال افزایش نفوذ خود است و این موضوع ممکن است به تضعیف اقتصادی آمریکا منجر شود. اما این انتقال قدرت به شکل تدریجی است و به دلیل ساختارهای پیچیده اقتصادی و نظامی جهانی، نمی‌توان یک تغییر قدرت ناگهانی و تمام عیار را در یک دوره کوتاه مدت انتظار داشت.

    ۳٫ فروپاشی لندن و تضعیف یهودیان
  • فروپاشی لندن به عنوان یکی از مراکز قدرت مالی جهانی، نیازمند تحولات بزرگ سیاسی و اقتصادی است. اگرچه بحران‌های اقتصادی و اجتماعی می‌توانند بریتانیا را تضعیف کنند، اما پیش‌بینی یک فروپاشی کلی دشوار است.
  • تضعیف یهودیان: یهودیان و اسرائیل به طور تاریخی از حمایت‌های گسترده اقتصادی و نظامی از سوی غرب (به‌ویژه آمریکا) برخوردار بوده‌اند. در صورت وقوع تغییرات ژئوپلیتیکی بزرگ یا جنگ، قدرت اسرائیل می‌تواند به چالش کشیده شود، اما این موضوع بستگی به ائتلاف‌های منطقه‌ای و جهانی خواهد داشت.

    ۴٫ پایتخت جدید و اروپای دوم در خاورمیانه
  • ایده‌ای که بیت‌المقدس به عنوان پایتخت جدید یک جهان خاورمیانه‌ای متحد و جایگزین انگلستان شود، به لحاظ سیاسی و مذهبی بسیار پیچیده است. بیت‌المقدس از دیرباز مرکز مناقشات بین ادیان و گروه‌های سیاسی مختلف بوده و تحقق چنین سناریویی نیازمند تغییرات گسترده در منطقه و جامعه بین‌المللی است. به نظر می‌رسد این فرض بیشتر مبتنی بر دیدگاه‌های مذهبی و نمادین باشد و می توان یک پیش‌بینی کاملاً عملیاتی باشد.

    ۵٫  تحلیل آینده‌پژوهی بر مبنای این جمع‌بندی
  • سناریوهای محتمل:
    • جنگ نیابتی در خاورمیانه: تقابل‌های بین ایران، اسرائیل و نیروهای نیابتی همچنان یک سناریوی محتمل است. این جنگ‌ها می‌توانند زمینه‌ساز افزایش تنش‌ها و شاید درگیری‌های گسترده‌تر منطقه‌ای شوند.
    • انتقال اقتصادی قدرت به شرق: چین و تا حدی روسیه در حال تقویت قدرت اقتصادی و تکنولوژیک خود هستند و این می‌تواند به مرور تضعیف اقتصادی غرب را به دنبال داشته باشد. اما این تغییر توازن به سرعت و به طور ناگهانی رخ نخواهد داد.
    • فروپاشی‌های اقتصادی: بحران‌های اقتصادی در بریتانیا و برخی کشورهای غربی ممکن است باعث تغییرات سیاسی و اجتماعی شود، اما فروپاشی کامل قدرت‌های غربی در کوتاه مدت کم احتمال است.

جمع بندی نهایی:

در آخر جنگ جهانی سوم به اراده خداوند باید اتفاق بی افتد و این بار هم مرکز جنگ در خاورمیانه است بین ایران و اسرائیل و هم دستان خود.

جبهه شرق و غرب جبهه غرب: یهودیان، آمریکا، انگلیس، اتحادیه اروپا (برخی از کشورهایش)

جبهه شرق: ایران، روسیه، لبنان، چین، کره شمالی، برخی از اعراب و در آخر ژاپن به کمک‌ ایران می آید.

بنظرم شروع جنگ اصلی مارس ۲۰۲۵ خواهد بود که قدرت از غرب به شرق طی زمانی طولانی تر منتقل می شود.

فروپاشی لندن را خواهیم دید. قدرت گرفتن چین و توزیع قدرت از آمریکا به چین.

احتمالا اروپای دوم خاورمیانه ای جدید با تضعیف یهود خواهد بود و پایتخت آن بجای انگلستان بیت المقدس جدیدی خواهد بود.

این ترکیب آینده‌پژوهی جبهه های جنگ جهانی سوم را شکل خواهند داد.

دکتر سعید میرزائی

پنجشنبه ۱۲ مهر ۱۴۰۳

https://northstarbusiness.ir

دکتر سعید میرزائی مشاور ارشد توسعه، رشد و خلق کسب و کارها

دیدگاه خود را بنویسید:

آدرس ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.

فوتر سایت